=== عید حرامم باد وقتی...=================
لحظه های شاد و پر خنده ی عید
حرامم باد.!
آن هنگام که رقص ماهی قرمز تنگ بلور
شعله های زیبایی شمعدانی ها
و چیدمان شگفت انگیز سفره ی هفت سینمان
در نگاه دختر همسایه یعنی درد...؟
غنچهای نورس گلهای شقایق
نم نم باران بهاری
وبغض ترکیده ی آسمان
در وجودش یعنی مرگ...؟
لحظه های شاد و پر خنده ی عید
حرامم باد.!
وقتی مادر می دزدنگاهش را
از چشمان دخترک معصومش
که یاس و نو امیدی سفره ی نچیده ی عید
حرامم باد.!
آن هنگام که رقص ماهی قرمز تنگ بلور
شعله های زیبایی شمعدانی ها
و چیدمان شگفت انگیز سفره ی هفت سینمان
در نگاه دختر همسایه یعنی درد...؟
غنچهای نورس گلهای شقایق
نم نم باران بهاری
وبغض ترکیده ی آسمان
در وجودش یعنی مرگ...؟
لحظه های شاد و پر خنده ی عید
حرامم باد.!
وقتی مادر می دزدنگاهش را
از چشمان دخترک معصومش
که یاس و نو امیدی سفره ی نچیده ی عید
چمباتمه زده بر چهره اش
و دلش را چون موریانه ی منحوس
تکه تکه می کند در خویش...!
آن هنگام که ما.!
من و تو
رقص زیبایی ماهی قرمز را
در آینه ی سفره عید به تماشا نشسته ایم.
لحظه های شاد و پرخنده ی عید
و دلش را چون موریانه ی منحوس
تکه تکه می کند در خویش...!
آن هنگام که ما.!
من و تو
رقص زیبایی ماهی قرمز را
در آینه ی سفره عید به تماشا نشسته ایم.
لحظه های شاد و پرخنده ی عید
حرامم باد.!
وقتی پدر در شب عید دود می کند
تمام پاکت سیگارش
از نمی دانم های که آویزان است
از ندارم های نگاهش...!
لحظه های شاد و پرخنده ی عید
حرامم باد...!
وقتی پدر در شب عید دود می کند
تمام پاکت سیگارش
از نمی دانم های که آویزان است
از ندارم های نگاهش...!
لحظه های شاد و پرخنده ی عید
حرامم باد...!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:11 توسط راز
|