من تو را

به كسي هديه ميدهم كه از من عاشق تر باشد

و ازمن براي تو مهربانتر

من تو را به كسي هديه ميدهم كه صداي تورا

از دور،درخشم،در مهرباني

در دلتنگي،درخستگي،در هزارهمهمه ي دنيا،

يكه و تنها بشناسد

او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد كه امروز

هواي دلت آفتابي است؛

يا آن دلي كه من برايش مي ميرم،سرد و باراني است

اي بهانه ي زنده بودنم،

من تو را به كسي هديه مي دهم كه قلبش بعد ازهزار بار ديدن تو،

بازهم به ديوانگي وبي پروايي

اولين نگاه من بتپد