یک ساعت تمـــام ،

 بدون آنکــه یک کـــلام حرف بزنم،

 به رویش نگاه کردم

فریاد کشید : آخر خفه شدم !!

 چرا حرف نمی زنی ؟؟؟

گفتـم : حالا که نشنیدی ؟!

فقط بـــرو....