=== روزگاری...===============
روزگاری یک نگه، گرمای صد آغوش داشت
اشک عاشق مزه ی گل چشمه های نوش داشت
یک نوازش می زد آتش بر دل هر بی قرار
یک سخن، پویایی یک بستر گل پوش داشت
خنده ها بوی خوش عشق و محبت داشتند
چشمها گیرایی یک چشمه خود جوش داشت
ای که آغوشت ز سردی می زند پهلو به غم
یاد آن روزی که آغوشت تب آغوش داشت
+ نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 8:24 توسط راز
|