پر از احساس بارانی، شمال از گونه ات پیداست

رسایی مثل اقیانوس، تنت پیراهن دریاست

 

یکی بودی و دنیا را، هزاران بار چرخیدم

سکوت چشمهایت گفت که اینجا! آخر دنیاست

 

از احساسات نیلوفر، تو چیزی کم نداری نه

شب نیلوفری ها با، تب احساس تو زیباست

 

اگر در من بپیچی، گل! اگر آغوش بگشایی،

در اعماق تو خواهم مرد... و این زیباترین رویاست

 

تمام کوچه ها اینجا، پر از احساس بارانند

هوای غرب هم ابریست، بهار از گونه ام پیداست