=== خنده و گریه ی بی علت ==============
پيری برای جمعی سخن می راند...
لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری خندیدند.
او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن نخندید.
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطيفـــه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد
مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟ گذشته را فراموش
کنيد و به جلو نگاه کنيد.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 8:45 توسط راز
|