از آن درخت برایم دوباره سیب بچین
که باز طرد شویم آه از بهشت برین

ببین دوباره دلم سیب سرخ می‌خواهد
چه باک از اینکه سپارندمان به دست زمین

هنوز دست من اما نمی‌رسد به درخت
هنوز اگرچه که ابلیس هم گرفته کمین

دگر به عشق به هر چه که هست شک دارم
تویی که می‌بری‌ام گاه رو به سمت یقین

به من نگو که چرا مثل بچه لج کردی
دلم گرفته از عشقت دلم گرفته همین