=== زهره پلنگ(طنز)...=========
حکایت ::
بازرگانی
زنی زیبا ، زهره نام داشت .
چون به سفر رفت ، او را به معتمدی سپرد
و کاسه ای نیل نیز به او داد تا هرگاه زهره خطایی
کند ، قطره ای نیل بر دامن او بچکاند .پس از
چندی به معتمد نوشت :
کاری نکند زهره که ننگی باشد
بر جــــامه او ز نیل رنگی باشد
معتمد جواب نوشت :
گر در سفر خواجه درنگی باشد
تا ماه دگر زهره پلنگی باشد !
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 7:56 توسط راز
|