=== حیاب===================
هر چـه در تصویــر خود بهتر نگاه انداختــم
بیشتـــر آیینـــه را در اشتبـــاه انداختــــــم
زندگی تصویــر بود ای عمر برگردان به من
سنگ هایی را که در مرداب و ماه انداختـم
عشق با من نابــرادر بود چون عاقـل شدم
یوسف خودرا به دست خودبه چاه انداختـم
تـــا دل پرهیــزگــــــارم را ببینـــم توبــه کــار
با شعـــــف خـود را در آغوش گناه انداختــم
سر بــــرون آوردم از مـرداب و رو بــر آفتــاب
چون حبــاب از شوق آزادی کــلاه انداختـــم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 7:13 توسط راز
|