مگر نه اینکه اشک،

زیباترین شعر ...

بی‌تاب ترین عشق ...

گدازان‌ترین ایمان...

 داغ‌ترین اشتیاق ...

 تب‌دارترین احساس...

خالص‌ترین گفتن...

و لطیف‌ترین دوست داشتن است

که همه،

در کوره ای به نام دل،

به هم آمیخته و ذوب شده‌اند

و قطره‌ای گرم شده‌اند، به نام اشک؟

پس چرا از ریختن اشک در فراغش هراس  داری؟