=== بوسه -============
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ئی بی پناه می خندید
شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت:
باید از عشق حاصلی برداشت
سایه ای روی سایه ای خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه ئی لغزید
بوسه ئی شعله زد میان دو لب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر ۱۳۹۰ ساعت 17:12 توسط راز
|