امشب اصلا حس شیرینی ندارم .

انگار پاییز برایم دارد تمام می شود

شاید پاییز اینگونه می رود

زیر باران پشت به من

و باچتری چون دیدگانم سرخ

حامی

پر شد آیینه از گل ِ چینی

آه از این جلوه های تزئینی

گفته بودی چگونه می گریم؟

به همین سادگی که می بینی

سکه ی زندگی دو رو دارد

گاه غمگین و گاه غمگینی

شاخه های همیشه بالایی

ریشه های همیشه پایینی

عاقبت میهمان ِ یک نفریم

مرگ ! با طعم تلخ ِ شیرینی