بنا نبود كه دور از هم و جدا باشيم
مثال غمزده ها بي ني و نوا باشيم
بنا نبود كه عشق از سكوت ما رنجد
و بعد عمر كمي، چون غريبه ها باشيم
قرار بود كه با هم، به شور گام نهيم
چو طفل نو به ره افتاده، بادپا باشيم
قرار بود كه دنيا خورَد به ما حسرت
مُلك عشق را مليكا وپادشا باشيم
قرار بود كه باهم، كنار هم، پر مهر
 بر آستان خداوند عشق، پارسا باشيم
بنا نبود كه نارسيده نيمه ی راه
 در آفتاب رفاقت، چو سايه ها باشيم
قرار بود كه شب، محرم دو دل باشد
به لحظه هاي سحر، همدم صبا باشيم
قرار بود كه چشم از نگاه برنكُنيم
 مگر دمي كه نفس را به تنگنا باشيم
قرار بود كه در هم گره خوريم چنان
 كه بازناشدني تا به انتها باشيم
بنا نبود كه شهر وصال ما خشكد
 براي بارش باران، دست بر دعا باشيم
بنا نبود كه هجران هميشگي باشد
 قرار بود كه روزي، من و تو ما باشيم


  مصطفي علمافر