=== از جنس آه ==================
در سرزمــین ـــمن زنـــی از جــنس آه نیست
این یک حقیقـــت است که در برکه ماه نیست
این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق
دیـــگر دلی بــــرای سفـــر رو بـــه راه نیست
رانـــدنــــد مـــــردم از دل پر کیــنه، عشق را
گفتـــــند: جــــای مست در این خانقاه نیست
دنیــــا بــدون عشق، چه دنیای مضحکیست
شطــرنج، مسخرهست زمانی که شاه نیست
زن یــــک پرنــــده است که در عصـــر احتمال
گاهــــی میـــان پنجــرهها هست و گاه نیست
افسرده میشوی اگر ای دوست، حس کنی
جــز میــــله های سرد قفـس تکیهگاه نیست
در عشـق آن که یکسره دل باخت، بُرده است
در ایـــن قمـــار، صحبتـــی از اشتبــاه نیست
فـــــردا کــــه گستـــرنــد، تــــــرازوی داد را،
آنجـــــا که کــــوه بیشتــــر از پـر کاه نیست،
سوادبــــه روسپیــــد و سیـــاووش روسفیـد
در رستخیــــز عشق، کسـی روسیاه نیست!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 0:12 توسط راز
|