=== چه میدانی===============
تو از عشقی که اتش می زند بر جان چه می دانی؟
تو از اهی که بر پا می کند طوفان چه می دانی ؟
تو کز رقص نسیمی پیکرت چون کاه می لرزد
ز پیچ و تاب اقیانوس بی پایان چه می دانی؟
چو راه عشق را دشوار دیدی ، ماندی از رفتن
تو غیر از راه های ممکن و اسان چه می دانی؟
شدی تسلیم بازی های این دنیای بازیگر
به قربانگاه عشق از قدرت ایمان چه می دانی؟
تو فارغ بال و بی غم می سپاری زندگانی را
ز شب های دراز و درد بی درمان چه می دانی؟
تو که در چشم من این اشک سوزان را نمی بینی
از ان داغی که در دل می شود پنهان چه می دانی؟
تو دل کندی بدون هیچ احساس عذاب اور
ز من که می فشارم بر جگر ، دندان چه می دانی؟
مرا از سنگ می دانی ، اگر از سنگ هم باشم
تو از کوهی که غم می سازدش ویران چه می دانی؟
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 0:18 توسط راز
|