در زمستانی سرد

 کلاغ غذا یی نداشت

تا جوجه هایش را سیر کند

دور از چشم جوجه ها

گوشت بدن خودش را می کند

و می داد به آنها تا بخورند

زمستان تمام شد و کلاغ مرد !

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند :

آخی خوب شد مرد ،

راحت شدیم از این غذای تکراری !

این است واقعیت تلخ روزگار ما ...!