=== زمستان=================
تصویر زیبایی از زمستان به روایت شاعرانه
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
کسی سر بر نيارد کرد
پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
که ره تاريک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس يازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سينه می آيد برون ،
ابری شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاين است !
پس ديگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک ؟
مسيحای جوانمرد من!
ای ترسای پير پيرهن چرکين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام تلخ آفرينش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بي رنگٍ بي رنگم
بيا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت
پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نيست ، برگی نيست
صدايي گر شنيدی ،
صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گويی که بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت می دهد ،
بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ،
يادگار سيلی سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده ی زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حريفا! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسکلتهای بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
مهدی اخوان ثالث