=== منتظر نمان============
در يک روز پاييزي
پرستويي را در حال مهاجرت
ديدم به او گفتم:
چون به ديار يارم مي روي
به او بگو دوستش دارم
ومنتظرش مي مانم.
بهار سال بعد پرستو
نفس نفس زنان آمد و گفت:
دوستش بدار
ولي منتظرش نمان...!
+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:44 توسط راز
|