در اولين نگاه او را شناخت. سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه

زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد آن زن بيمار را

مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني

عليه بيماري، پيروزي از آن دكتر كلي و تيم بزشكي بيمارستانش گرديد.

آخرين روز بستري شدن زن جوان در بيمارستان بود. به درخواست دكتر

صورتحساب پرداخت هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد. آن پزشك

گوشه صورتحساب چند كلمه اي نوشت و آنرا درون پاكتي گذاشت و براي

آن زن جوان ارسال نمود.زن جوان ازباز كردن پاكت وديدن مبلغ صورتحساب

واهمه داشت. مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد. سرانجام ت

صميم گرفت و پاكت را باز كرد. چيزي توجه اش را جلب كرد. چند كلمه اي

روي قبض نوشته شده بود. آهسته آنرا زير لب خواند : "بهاي اين صورتحساب

قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است" امضاء. دكتر هوارد كلي !

معمولا ما در زندگی خود بد جوري شيوه ي داد و ستد را پیشه خود کرده ایم

و تا چیزی از کسی نگیریم و یا کاری برایمان انجام ندهند در ازائش حاضر به

ارائه ي خدمتي نيستيم! البته مطمئنا اين تقصير از جانب هيچكدام از ماها

هم نيست! ولي بطور كلي این خصلت خوبی نیست ضمن اینکه با آموزه های

دینی ما هم سازگاری ندارد و با فرهنگ و ادب ایــرانی هم در تضاد است. ما

حتی به نصیحت استاد سخت سعدی در این مورد توجه نمی کنیم که می فرماید :

 

تو نیکی می کن و در دجله انداز

که ایــزد در بیــابــانــت دهـد بـاز!


یا بقول حافظ كه مي گويد :

تو بندگی چو گدایان بشرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری داند


و حاصل كلام :

عشق بورزید تا به شما عشق بورزند...


حامی