=== نکند باز من عاشق شده ام!؟=========
من نمی دانم چیست
که چنین زار و پریشان شده ام
و چرا... ؟؟
مژه بر هم زدنی اشک مرا می ریزد ؟
نکند باز من عاشق شده ام!؟
من نمی دانم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟
و مرا می شکند ، می سوزد.
و مرا زود به هم می ریزد .
نکند باز من عاشق شده ام!؟
راستی ...!
نگرانی من از بابت چیست ؟
و چرا این همه رفتار ترا می پایم
و چرا این همه دلواپس چشمان توام؟
ریشه ی این همه دلتنگی چیست ؟
نکند باز من عاشق شده ام !؟
آه ...ای مردم این دهکده ی موهومی
به همه می گویم...!
اگر عاشق شده باشم
خون من گردن اوست
که در اقلیم مجازی هرشب
تا سحر...
بال در بال دلم می چرخید
و برای دلم افسانه ی دریا می گفت
خون من گردن اوست...!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 13:37 توسط راز
|