من به بعضی چهره‌ها چون زود عادت می‌کنم

پیش‌شان سر بر نمــــی‌آرم، رعــایت می‌کنم

هم‌چنان که برگ خشــکیده نمــاند بر درخت

مایـــه‌ی رنــــج تو باشم رفع زحمت می‌کنم

این دهانِ باز و چشــم بــی ‌تحرّک را ببخش

آن‌ قدر جــذّابیت داری که حیــــرت می‌کنم

کم اگر با دوستـانم می‌نشینم جرم توست

هرکسی رادوست دارم در تورؤیت می‌کنم

فکرکردی چیست موزون می‌کند شعرمرا؟

در قـــدم برداشتــن‌های تــو دقت می‌کنم

یک ســـلامم را اگـر پاسخ بگویی می‌روم

لذتش را با تمــــام شهر قسمـت می‌کنم

ترک افیونی شبیه تو اگرچه مشکل است

روی دوش دیگران یــــک روز ترکت می‌کنم

توی دنیـــا هم نشـــد برزخ که پیدا کردمت

می نیشینم تاقیامت با تو صحبت می کنم


کاظم بهمنی