=== خیال ==============
میان عقل و دل من سر جدال نبود
تنور قلب خموشم در اشتعال نبود
سکوت بود و سردی احساس و حوصله نه
در امتداد دلم نقش قیل و قال نبود
شکفت غنچه ی مهرش سحرگهی ناگاه
اگرچه در سرم اندیشه ی وصال نبود
طلوع کرد و در آغوش گرم تنش
رسید میوه ی عشقی که سبز و کال نبود
چنان به عمق وجودش فرو فتادم که
به جز نبودن یادش مرا ملال نبود
پر از هوای پریدن تمام روح و تنم
کبوتر دل تنگم شکسته بال نبود
ولی اسیر قفس گشتم و نفهمیدم
که پشت میله ی آن ،مردنم محال نبود
به اتهام جنون ، کشتنم، به جان دلم
عبورش از گذر خاطرم خیال نبود
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 0:2 توسط راز
|