از تو همین که می شوم آزرده بیشتر

می بینم عشق،دل ز دلم برده بیشتر

تنها تویی که می کشیم سمت زندگی

من نیستم بدون تو یک مرده بیشتر

آه از غم آه صبر مرا کاشکی خدا

می کرد در فراق تو یک خرده بیشتر

تو آفتاب چشم منی،تا نیامدی

من می شوم بدون تو پژمرده بیشتر

ای تو که هر چه می روم انگار می شوی

از هر چه بی نهایت نشمرده بیشتر

بیچاره من که از همه ی عاشقان شهر

کار دلم همیشه گره خورده بیشتر