=== توبه ===================
توبه کردم که شريک غم مردم نشوم
بعـد از اين اهل مـــدارا و تفاهـم نشوم
من زمستــــانم و گلهاي يخ ارزاني تان
تا در اين فصل دچار گل گنـــــدم نشوم
کنج ساحل بنشينم به خدا خوبتر است
بنشينم خـــوش و درگير تــلاطم نشوم
کوچه شعرشلوغ است پرازهمهمه است
دلـــم اين بار مواظـــب شده تا گم نشوم
منِ مغــــــرور در اين بازي دل، مي دانيد؟
حاضـــرم تـــا : بشــوم آخــر و دوم نشوم
بگـــــذاريد وفــــادار بــــــه قولـــم باشم
قـول دادم به دلم "حــامی" مردم نشوم
+ نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:2 توسط راز
|