ای خدا ....متشکرم
بازهم من زنده ام آه ای خدا ، متشکرم !
باز باران بر غبار شیشه ها ، متشکرم ؛
بازهم خمیازه وبیداری وصبحی دگر ؛
دیدن آیینه و نور و صدا ، متشکرم ؛
بازهم یک سفره ویک چای داغ ونان گرم ؛
فرصت دیدار تو در این فضا ، متشکرم ؛
بار دیگر می توانم بو کنم از پنجره ؛
یاس خیس خانه همسایه را ، متشکرم ؛
کفش هایم رابپوشم،شانه برمویم زنم؛
کیف پولت را نمی خواهی؟ چرا ! متشکرم ؛
گرچه بااین وقت پر،گهگاه یادت می کنم؛
خاطرم جمع است می بخشی مرا ، متشکرم ؛
بعدهراول نماز روز،ازمن توبگیر ؛
این تغزل را به عنوان دعا ، متشکرم !
+ نوشته شده در جمعه هجدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 12:33 توسط راز
|