نازنین=========
گفتی : « دلم برای تو تنگ است ، نازنین ! »
این گونه حرف ها ، چه قشنگ است ، نازنین !
رؤیای ما برای رسیدن به یکدگر
چون داستان ماه و پلنگ است ، نازنین !
چشمان من ، هنوز چو دوران کودکی
در انتظار شهر فرنگ است ، نازنین !
این جا ، بلور عاطفه را خُرد می کنند
آیینه در اسارت سنگ است ، نازنین !
خرچنگ ها به وسعت دریا ، شناورند
مُردابِ بسته ، سهم نهنگ است ، نازنین !
دیگر سکون ز ساکن ِشهر بلا ، مَجُوی !
آرام این قبیله ، به جنگ است ، نازنین !
زیباترین ترانه ی مطلوب ِاین دیار
در نای ِآهنین ِتفنگ است ، نازنین !
هر جا که دست مِهر به سوی ات شود دراز
باور مکن ! که جای دِرَنگ است ، نازنین !
بر بوم این نگارگران ِهنر ستیز ،
نیرنگ ، ته زمینه ی رَنگ است ، نازنین !
صافی دلان ، به منطق این قوم ، ابله اند
تزویر هر که داشت ، زرنگ است ، نازنین !
دیگر خراب و خسته ام از وسعت ِفریب
یعنی ؛ دلم برای تو تنگ است ، نازنین !