خبر خیر تو از نقل رفیقان ســــــخت است

حفظ حالات من و طعنه ی آنان سخت است

        لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را

         در دل ابر نگهداریِ باران سخت است

کشـتی کوچک من هرچه که محــــــــــــکم باشد

جستن از عرصه ی هول آور طوفان سخت است

 ساده عـــــاشق شده ام... ساده تر از آن رسوا

 شهره ی شهر شدن با تو چه آسان سخت است

ای که از کوچه ی ما مــــــی گذری، معشوقه

بی محلی سر این کوچه دو چندان سخت است

  زیر باران که به مـــــن زل بزنی خواهی دید

   فن تشخیص نم از چهره ی گریان سخت است