گاه یک سنـــجاقک به تو دل می بندد

وتو هرروز می نشینی لب حـــوض

تا بیــاید از راه

از خم پیچـــک نیلوفـــرها 

روی موهای سرت بنشیند

تا که از قطره های آب کف دستت بخورد

گاه یـــک سنــــجاقک

همه معنی یک زندگـــی است