=== رفیق=================
در حنجـرهام شور صــدا نيست رفيق
يک لحظه دلم زغـم جدانيست رفيق
بگــــذار که قصـــه را به پايان ببـرم
آخر غم من يکي دوتا نيست رفيق
* * * * * * *
آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت
در اين خانه ندانم به چــــه قصدي زد و رفت
خــــــواست تـــــنهايي مارا به رخ ما بکشد
طعـــــنه اي بر در اين خانه تنـــها زد و رفت
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:8 توسط راز
|