=== بارانی از آتشم=============
بارانـــي ام , بارانـــي ام , بارانـي از آتش
يك روح بي پـــــــروا و سرگرداني از آتش
اين كوچــــه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر
سوزان و مـــن محبوس در زنداني از آتش
اهل غــــزل بودم ، خدا يكجــا جوابم كرد
با واژه اي ممـــنوع ، با انسـاني از آتش
بي شك ســـرم از توي لاكم در نمي آمد
بر پا نمــــي كردي اگـــر طو فاني از آتش
تا آمـــدي ، آتشفشاني سال ها خاموش
بغضش شكست وبعدشد طغياني ازآتش
كــــاري كه ازدست شما هم برنمي آمد
من بــودم و در پيش رويــم خواني ازآتش
اين روزها محكوم اعدامم به جرم عشق
در انتظـــــارم بشنــوم ، فرماني از آتش
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:37 توسط راز
|