=== بزرگی نگاه ==========
نگـــــاه پسرک
را روی کفش هایش
حس کردچه کفش های
قشنگی دارید!زن لبخندی زد
و گفت:بـــرادرم برایم خریده است
دوست داشتـــــی جــــای من بودی؟؟
پسرک بی هیچ درنگی محکـــــم گفت : نه !
ولی دوست داشتم جای برادرت بودم تـــــــــا...
تا من هم بــــرای خواهــــــرم کفـــــش می خریدم .
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:49 توسط راز
|