===شاعر در قهوه خانه===========
این مست های بی سر وپا را جواب کن
امشب شب من است ،مرا انتـخاب کن
مهمـان من تمامـــی این ها و...پای من
قلیــــان و چـای مشتریان را حساب کن
تمثـــــال شــاعـــرانه ی درویش را بکن
عکس مــــرا به سینه ی دیـوار قاب کن
هی!قهوه چی!ستاره به قلیان من بریز
جـــــای ذغــــال،روشنش از آفتـاب کن
انگــــورهای تازه ی عشقی که داشتم
در خمره های کهنه بخوابان،شراب کن
از خـون آهوان بده ظرفی که تشنه ام
ماهیچـــــه ی فرشتــه برایم کباب کن
ازنشئه خلسه ای بده ازسُکر،جرعه ای
افیــــون و می بیار ،بساز و خـراب کن
دستم تهیست هرچه برایم گذاشتی
باخنـــده های مشتریـانت حساب کن...
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 1:15 توسط راز
|