نامه ابراهام لینکلن به معلم فرزندش
او بايد بداند!
كه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند.
به فرزندم بياموز!
كه به ازاي هر شياد ، انسانهاي صديق هم وجود دارند.
به او بگو !
در ازاي هر سياستمدار خودخواه ، رهبر با همتي هم وجود دارد.
به او بياموز!
كه در ازاي هر دشمن ، دوستي هم هست. ميدانم كه وقت ميگيرد.
اوباید بياموزد!
اگر با كار و زحمت خويش يك دلار بدست آورد ، بهتر از آن است كه
جايي در زمين پنج دلار پيدا كند.
به او بياموز!
كه از باختن پند بگيردواز پيروزشدن لذت ببرد.اورااز غبطه خوردن برحذربدار.
به فرزندم بياموز!
كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود، اما با تقلب به قبولي نرسد.
به او ياد بده!
كه با ملايم ها ملايم و با گردن كشها ، گردن كش باشد. به عقايدش ايمان
داشته باشد ، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند {و او را مسخره كنند }.
به او ياد ده!
كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست ميرسد انتخاب كند.
ارزشهاي زندگي را به فرزندم آموزش بده.
به او بیاموز!
به او بياموز!
كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.
به او بياموز!
كه ميتواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند ، اما قيمت گذاري
براي دل بي معنا است.