خوشا مرغي که ...

در کنج قفس با ياد صيادش ...

چنان خرسند که ...

پندارند آزادش ...

نمي گويم فراموشش مکن ...

گاهي بياد آور ...

اسيري را که مي داني...

نخواهي رفت از يادش...