طبع گویا
تو زیبا نیستی من کلک زیبا آفرین دارم
تو شیدا نیستی، من شور شیدا آفرین دارم
تو در بزم من این آوازه مستی به خود بستی
تو رسوا نیستی، من بزم رسوا آفرین دارم
جنون گل کرد و مجنونی چو من از نو هویدا شد
تو لیلا نیستی، من عشق لیلا آفرین دارم
در این گلزار از هر سو خرامد سرو آزادی
تو رعنا نیستی، من چشم رعنا آفرین دارم
تو مشغول خود و من با تو در بیداری و خوابم
تو رویا نیستی، من فکر رویا آفرین دارم
تو با شیرینی شعر من اینسان مجلس آرائی
تو گویا نیستی، من طبع گویا آفرین دارم
تو سود اشک من هستی که جوشانتر ز دریایی
تو دریا نیستی، من اشک دریا آفرین دارم
تو را چون طور و خود را همچو موسی در سخن دیدم
تو سینا نیستی، من برق سینا آفرین دارم
معینی کرمانشاهی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 18:5 توسط راز
|