تو مي روي

براي رفتن تو راه مي شوم !

تو پلک مي زني


و من

براي چشم هاي غم گرفته ات نگاه مي شوم !

تو خسته مي شوي

و من

براي خستگي ِ تو

چه عاشقانه تکيه گاه مي شوم . . . !

دلت گرفته است ؟

پابه پاي گريه هاي تو

بغض و اشک و آه مي شوم !

سکوت مي کني و من

به احترام خلوتت

به شب پناه مي برم

سياه در سياه مي شوم . . . !

هميشه آخر تمام شکوه ها

به چشم هاي عاشقت که مي رسم

سکوت مي کنم

و باز

براي آسمان غم گرفته ي تو ماه مي شوم