من خط کش و تخته سیا را دوست دارم

من بی الفبــــــا هم خدا را دوست دارم

این طفـــل بازیگوش شیطان را ادب کن

در زنگ امـــلا گفته...! حلوا دوست دارم

تصمیــــــــم کبری مال کبری بود خانوم

من شیشه همسایه ها را دوست دارم

فکرت اسیردرس ومشق وانضباط است

از من نپرسیدی که انشــا دوست دارم

حتی به شاگرد بغــــــل دستی نگفتم

آن خنده ها، آن اخم ها را دوست دارم

بر چهره ات دود بخــــــاری های نفتی

آن سرفه ها،آن دود هارا دوست دارم

یک روز روی میــــــــز تحریرت نوشتم

آن روسری، آن کفشها را دوست دارم

می گفتم هرشب بهــر دلداری دستم

آن ترکه ها،آن چوب ها را دوست دارم

وقتی نوشتم روی هر خط یک جریمه

فهمیدم آنجا نقطه ها را دوست دارم

آخر نفهمیــــــــــدم چرا من بی اراده

فردای روز جمعــه ها را دوست دارم

ایکاش میشد چشم درچشمت بگویم

خانم اجازه! من شما را دوست دارم

==================================================

پ.ن: از این راهـرو یکــ نفر رد شده ، مثل وقتایی که تـو ناراحتی ///

نفــس می کشم بــا تمام وجود . عجب عطر خوبـی زده لعنتـی