===شعر خدا یا ابلیس؟===============
ابلیــــــس ، ای خدای بدی ھا ! تو شاعری
من بــــارها به شاعریت رشـــــک برده ام
شاعر تویـــی که این همه شعر آفریده ای
غافل منم که این همه افسوس خورده ام
عشق و قمار شعرخدا نیست، شعر تست
هرگـــز کسی به شعــر تو بی اعتنا نماند
غیر ازخدا که هیچ یک ازاین دو را نخواست
در عشــــق و در قمـار کسی پارسا نماند
زن شعر تست با همـــه مردم فریبی اش
زن شعــر تست با همه شــــور آفریدنش
آواز و مــــی که زاده ی طبـــــع خدا نبود
این خوردنش حرام شد، آن یک شنیدنش
در بوسه و نگــــاه تو شادی نھفـــته ای
در مستی و گنــــــاه تو لذت نھــــاده ای
بر هر که در بھشت خدایی طمــع نبست
دروازه ی بھشـــت زمین را گشـــاده ای
اما...! اگر تــــو شعـر فراوان سروده ای
شعرخدا یکی است،ولی شاهکاراوست
شعر خدا غم است ، غم دلنشین و بس
آری ، غمی که معجزه ی آشکار اوست
دانم چه شعرها که تو گفتی و او نگفت
یا از تو بیش گفت و نھـــان کردم نام را
اما اگــــــر خدا و تــــرا پیش هــم نھند
آیـــا تو خود کـــدام پسندی ، کدام را ؟