جریان آب رودخانه به قدری شدید بود که پسرک را با خود می برد و امکان خلاصی وی

اصلا وجود نداشت، که ناگهان مرد رهگذری خود را درون آب انداخته و با تقلا و سختی

فراوان و درست در آخرین لحظات،  پسر را گرفته و از آب بیرون کشید.پس از مدتی

که پسرک به هوش آمده و از شدت سرفه هایش کاسته شد، با قدرشناسی و

فروتنی به سوی مرد رفته و از او بابت این کار قهرمانانه اش تشکر نمود.

مرد با خونسردی جواب داد :

خوش حالم پسر، اما می خوام طوری ادامه بدی که مطمئن بشی زندگیت

ارزش نجات رو داشت.