=== هیچ...هیچ...هیچ=========
مرگ یک هیــــچ بزرگ است و دنیا همه هیچ
من و تــــو گمشده در وسعـت یک عالمه هیچ
دل هــــر آینه لبـــــــریز جهان من و توست
پس هــــــر آینــــه اما همه هیچ و همه هیچ
از اجـــــاق شب ایلــــم چه نشان می گیری؟
گرگ و میش سحر و ایل و شبان و رمه هیچ!
با منــــی از همـــه ی همهـــمه ها دور ولی
قسمتم از تو، از این شهر پر از همهـمه هیچ
خوابم، از وهم شب و سایه به خودمی پیچم
چیست سهم توازاین خواب پرازواهمه؟هیچ
منِ محکـــومِ به مــــن، داد به کوه آوردم
هیچ... جزهیچ...نه...نشنیدم ازمحکمه هیچ
دم رفتن همــــه از بغــض زمین می گویند
از تو اما نشَنیــــــدیم در آن دمدمه هیچ
هیچ یعنـــی منِ از حسرت رویـت دلتنگ
منِ آواره یِ در وسعتِ یـــک عالمه هیچ
اولین صفحـــــه تقدیر دو دستم پر پوچ
دومین صفحه این قصــه بی خاتمه هیچ
بی تواقلیم زمین درنظرم یک کف خاک
هفت دریاهمه درچشم ترم یک نمه هیچ
هیچ یعنی که مرانشنوی ازاینهمه بغض
هیچ یعنی که مرانشنوی ازاینهمه هیچ
"بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین"
مانشستیم وندیدیم جزاین زمزمه هیچ
زندگی، یک شبِ بی شادیِ یکسر کابوس
کاش برخیزم از این خوابِ سراسر غمِ هیچ