به اخمــت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیست

کنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیست

همیشـه دوستت دارم ـ به جــــان مــادرم ـ امــــا

تواز بس ساده ای،خوش باوری،سوگندلازم نیست

به لطـف طعم لب های توشیرین می شود شعرم

غــــزل رابا عســل می آورم ، هـرچنـد لازم نیست

مرا دیوانـــه کــردی و هنــــــوز از من طلبــکاری؟

بپوشــان بافه های گیـسویت را ، بنــد لازم نیست

"به آب و رنگ و خال و خــط چه حاجت روی زیبارا"

عزیزم ،بس کن ، از این بیشـتر ترفنــد لازم نیست

فدای آن کمان های به هم پیوسته ات ... هر یک ـ

جــــــدا دخل مـــــرا می آورد پیـــوند لازم نیست