=== سلاله انگور========
گفتي ســــلام، معجـــزهي طور شد لبم
گفتم عليــــك و نورعلـــــينـــور شد لبم
يـــــك جور تازه بود ســلام و عـليـــكمان
يك جور ِ... نه، نپرس ، كه بدجـور شد لبم
ميخواستم غـــــزل بنويســـم بـراي تو
يك شاخه از ســــلاله ي انگـــور شد لبم
اسم تـــــو مثـل لشكر چنگيز حمله كرد
پُر همــــهمـــه شبيـــه نِـشابـور شد لبم
يك پــــــــرده از شبانهي شيراز بودي و
يك نغمـــــه از ترانهي لاهـــــور شـد لبم
چشم تو با صـــداي ظريفش شـروع كرد
چشمم شنيـــــد و سينهي تنبور شد لبم
ماننـــــــــد قـــــوي قصــه و آواز آخرش
آوار شد ترانـــه و مستــــــور شـــــد لبم
در چاي چشمهاي تو دم كرده بود اتـاق
در چــــــارچوب پنجــره محصور شد لبـم
طـــرح لب تو بر لبــهي استكان نشست
با استـــكان و وسـوسه محشور شد لبم
چشم تو حبّه حبّه سمرقند ميشكـست
از گريـه دجلــه دجلــه پر از شور شد لبم
اي كاش جان بخــواهد معشوق جانيام
امشب كـــه از حـــــوالي او دور شد لبم