می می می آیی باس هم تـاپ تـاپ عباسی اَلام تــــــل هُ هـــــل بده،مــــــن لا نینداسی
مانـــــــدم چرا یکهـــــــــو زبانم گیر می گیرد چشمم که می افتد به دختـرهای احساسی
یادم نرفته بیست سال قبــــــــــــل هم اینجا دستان من شل شد در آن دستــــان الماسی
و با حیـــــــــایی بچـــــه گانه تو به من گفتی "آقا پســل یک لحســــه با من میکنی باسی"
مردانه هُـــــــــل دادم و تـــــــو از تاب افتادی و از ته دل گفتمت:گلیــــــــــه نکـــــن ناسی"
آنروز اخــــــــــم مادرت کـــــار خودش را کرد چه ترسو اند اینجــــــــور مادرهای وسواسی
آن ماجــــــــرا را یادت آمد؟من همانـــــم که... یادت نیــــــــامد باز؟حـــق داری که نشناسی
آخر چه جوری من بگــــــویم؟ لج نکن خانوم! من دوست می دارم شمـا را حضرت عباسی
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:41 توسط راز
|
می سوزم اگر به قلب دریـــا نزنم مجنون تر از اینم که به صحرا نزنم از بغض گلوگیر شما می پرسم حرف دل خـــــود را بزنم یا نزنم ؟ ××××××××××××××××× حرف دلت را امروز بزن ... اگر گفتي اسمش حرف دله! اگر نگفتي فردا ميشه درد دل ! ×××××××××××××××× گریه در چشمان من طوفان غم دارد ولی خنده بر لب می زنم تا کس نفهمد "راز" من ×××××××××××××××××× گـــــر باده به مستیئی کفایت نکند عاشـــق به دل از مهر حکایت نکند هر چند که آباد ، خرابش می خوان شهری که ز شاعرش حمایت نکند!! ×××××××××××××××××× گویند دل به آن بت نامهربان نده دل آن زمان ربود که نامهربان نبود ×××××××××××××××××× نمی دانم ترس است یا بی خیالی یا توهم و یا... فقط سپرده ام همه چیز را دست خودش... این ریش... و این قیچی...! می دانم اگر "او" بخواهد همه چیز درست می شود و هر آنچه "او" خواست یعنی درست شدن همه چیز... و این تنها نقطه آرامشم و بزرگ ترین آن است... *************************** گاه "سکــــــــــوت" یک دوست معجزه می کند... و تو می آمـــوزی که همیشه بودن در"فریاد"نیست.... ******************************* هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر روی سنگ قبرش نوشته اند: "ساده بودم باختم" ×××××××××××××××××××××××× مردم تند و بد می خوانند و پیش از آنکه بفهمند داوری میکنند نوشتن چیست ؟ نوشتن برای چیست ؟ نوشتن برای کیست ؟ راستی را گویی هیچ کس تاکنون چنین پرسشی را از خود نپرسیده است (ژان پل سارتر) ************************ من اگر عاشقانه می نویسم نه عاشقم نه شکست خورده ام! فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند.. در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها فقط تمرین آدم بودن می کنم! ×××××××××××××××××××××× آنکس که بدم گفت بدی سیرت اوست وانکس مـرا گفت نکو خـــــود نیکوست حــال متکــــلم از کــــــلامش پیداست از کــوزه همان برون تراود که در اوست ××××××××××××××××××××× صبرم از کاسه دگر لبریز است