=== شاید روزی بیاید که دیگر نیستم========
صبـــح روزی پشت در می آید و من نیستم
قصــــــهء دنیا به سر می آید و من نیستم
یک نفر دلــــواپسم ایـــن پا و آن پا می کند
کــاری از من بلــکه بر می آید ومن نیستم
خواب و بیـــداری ...خدایا بازهم در می زند
نامه هایم از سفـــــر می آید و من نیستم
هرچه من می آمدم تا نبش کـوچه او نبود
روز آخـــر یــــک نفر می آیـد و مـن نیستم
در خیــــابان در اتاقم روی کاغذ پشت میـز
شعــــر تازه آنقـــــدر می آید و من نیستم
بعدها اطـراف جای شب نشینی های من
بوی یک سیـــگار زر مـی آید و من نیستم
بعدها وقتی که تنها خاطـراتم مانده است
عشق روزی رهـگذر می آید و من نیستم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:12 توسط راز
|