=== دلواپسی==========
چشمان ِخود وا کن، تمــــاشـا کـن معمـا را!
دلتنگیت بـانــــــو پــریشــــان کــرده دریـا را
چشمت شبیه فصل ِبی آبی ست،می دانم
خـم کن بـه سجـده قـامـت ِ ابـــر مـهـیــا را
حالت بد است و خــــوب می دانم پریشانی
از دور می خـوانـم تبســــم هـای سرمـا را
دلواپسی در کوچه ی شعرت مگر کم بود؟!
پیکـی رسیـــــد و بُــرد، یـوسف را،زلیخـا را
لعنت بـه روز ِ آمــــــدن ها، روز ِ رفـتـن هـا
لعنت به آن فصلـی کـه می آشوبد اینجا را
نیلی ترین موجی که بر می خیزد از دریـــا
با خود کجاها مـی بـرد این گونه موسی را
ازآن شبی که رخش ِ رستم بی سوار آمـد
تهمینه مـی جویـد هنــوزم ، صبح ِ فـردا را
دلتنگیت را شــــانـه زن، بـانـوی خـوبی ها
بـا شعرهـایـت زنـده کـن نـام مسیـــحـا را
تاکوچه های بی کسی یک شب بیا، شاعر
مصرع به مصرع حفظ کن دلواپسـی ها را
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 7:9 توسط راز
|