من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستی؟
آیینه ی دیـــــــوار تو هستم  تو چه هستی؟

ای همهــــــمه ی مبهــــم همـــراه درختان
چون بـــاد هوا دار تو هستم تو چه هستی؟

عمری است من  گمشـده  درخانه ی  تردید
دیــــوار به دیـــوار تو هستم تو چه هستی؟

ای  میوه ی ممنوعه  به هر طعـم که باشی
چون شاخه نگهدارتو هستم تو چه هستی؟

در چـــــــاه حسد بــُــرده و  در مصـر عزیزی
من نیز خریـــدار تو هستــــم تو چه هستی؟

هر جـــــا بــــــروم بیــرق  دستان تو پیداست
یــــک شهر بدهــکار تو هستم توچه هستی؟