ماه من گاهی نگاهــــم کن ،بـرایم کافی است

زیر لب گاهی صـــــدایم کـن ،برایم کافی است

جــان و تن با توســت ، محـض احتیـــاط آخرین

بند عشقت را به پایـم کـن ،برایــم کافـی است

نازنیـــن با یک کــــــــلام تند ، حتــی فحـش بد

از سکوت غم رهـــایم کن ، بـرایم کافی است

من نمی خواهــم گلی در جمــع تقدیمـم کنی

گوشه ای آهسته یادم کن بــرایم کافی است

در وداع آخـرین ،حتـــی به یــک لبخنـــد سرد

لحظه ای ای خوب یادم کن،برایم کافی است

در عبـــور روزهــــــا جــایی اگـــــر دیدی مرا

روبه سوی چشم هایم کن،برایم کافی است

گــر ندیـدم بـار دیگـــر مـــــاه مــن روی تو را

یک نظــر بر خاطـراتم کن ، برایم کافی است

خواهشی دیگر ندارم از حضورت غیر از این:

در نماز خود دعـایم کن ، برایــم کافـی است

بارقیبان عشق ورز و غصـه ات رابیش ازاین

مرهمی بـر درد هایم کن ، برایم کافی است

از تمـام خوبی ات آتش فـراهــــم کـن و بعد

طعمهء آن شعله هایم کن،برایم کافی است