=== عبور و خاطره ها ==========
از آن فضـــــــای قدیمـی عبــــور می کرد و ...
کتاب خاطـــره هــــا را مــــــرور می کـرد و ...
به یـاد یار عـــــزیزی کـه یـک زمـــــان با او ...
دوبـاره یـک غـــزل تازه جـــور مـی کــرد و ...
برای وصـف قشنگ کسـی که حـــالا نیست
هــزار جمله بـه ذهنــش خطـور می کرد و ...
و صحــنه های رفـاقت بـه حـــالتـی واضــح
درست صحنه به صحنه ظهـــور می کرد و ...
هــوای عشـق جــدیــدی که مــــال او باشد
از آسمـــــان دلـــش دور دور می کــــرد و ...
به اینکه مـــانده سـر قـول و ادعــاهــــایش
تـرانـه خوانی و حس غــــرور می کـــرد و ...
و چشــم هــر که حسود است با وفــاداری
بـه عشـق پاک قدیمیــش کور می کـرد و ...
که ناگهان ...
به نگاهی جدید ...
بر جا ماند...
از آن فضـــای قدیمـــی عبـــور می کـــرد و ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:3 توسط راز
|