نکند فکر کنی
نکند فکر کنی
غم دوری تو در سینه فراموش شود .
آتش عشق تودر زندگی ام
مرده وخاموش شود.
نکند فکر کنی
حلقه مهر نگار دگری آمده در گوش شود
یا دلم از غــــــــــــزل ماهرخی ،
مست و بیهوش شود .
نکند فکر کنی
که تو رفتی و من از رفتنت آسوده شدم
با رخ دلبرکی ، عشق در باختم و
رفتم و آلـــــــــــوده شدم
یا کــــــــــــه دلباخته
زندگی رنگی بیهوده
شدم
نکند فکر کنی
بعد از آنــــــی که تو را
آخر آن کوچه شب از من دزدید
و صدایی به تمنای نرفتن به وجودم پیچید
و گل خاطر من در دل سبز تو هماندم خشکید
خوب و آرام گذشته است زمان !
نکند فکر کنی
اگر احساس تو از خاطره ام یادنکرد
غزلت را ننویسم دیگر و نگیرم شب و روز ،
شعر زیبـــــای نگاهت از سر
نکند فکر کنی
قاب عکسی که تو با غنچه لبخند خود انداخته ای
از سر تاقچه ی خاطره ام بردارم...
نکند فکر کنی
بی تو من هستم و
شعری و دگر یاد تو نیست .
نکند فکر کنی !!