=== پل کهنه ========
عشقت آتش شده و بر جگـــرم می ریزد
آتش جــــــان من از چشم ترم می ریزد
تو تمـاشاگر من باشی اگر، بیش ازپیش
ترس از آب شـدن در نظــــــرم مي ريزد
پيش تو سوختن و كم شدن و آب شدن
بركاتي است كه يكجابه سرم مي ريزد
من نگـــويم كه مــرا از قفس آزاد نكـن
من به شوقت نپرم، بال و پرم می ريزد
شده ام مثل پلي كهنه كه هرقدرازخود
بيشتـــر مي گـــذرم بيشترم مي ريزد
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:59 توسط راز
|